محمد يوسف حريرى
156
فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى )
اصطلاح اهل فن از آنها به « راوى » تعبير مىشود . ( بينات - ش 17 - ص 93 ) راسخون وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ ( آل عمران - 6 ) در تفسير اهل بيت آمده كه مراد به راسخان علم اهل بيت نبوتند و در روايت هست كه امير المؤمنين و امامان بعد از اويند ( حيوة القلوب ، ج 3 ، ص 56 - منهج الصادقين ) رافعه ( ف ع ) خافِضَةٌ رافِعَةٌ ( واقعه - 3 ) روز قيامت ( كشف المطالب ، ص 37 - دائرة المعارف قرآن كريم ، ص 129 ) رب ( ر بّ ) اللَّهَ رَبَّكُمْ ( صافات - 126 ) خداوند . مالك امور بندگان . از اسماء ذات الهى است كه در قرآن مجيد بيشتر از همهء اوصاف او ذكر شده است از جمله : 1 . رَبُّ آبائِكُمُ الْأَوَّلِينَ ( دخان - 8 ) پروردگار پدران پيشين شما . 2 . رَبِّ الْأَرْضِ ( جاثيه - 36 ) خداوند و خالق زمين . 3 . رَبِّ السَّماواتِ ( جاثيه - 36 ) خداوند و خالق آسمانها . 4 . رَبُّ السَّماواتِ السَّبْعِ ( مؤمنون - 68 ) پروردگار هفت آسمان . 5 . رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ( صافات - 5 ) خداوند و خالق آسمانها و زمين . 6 . رَبِّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُمَا ( نبأ - 37 ) پروردگار و خالق آسمانها و زمين . 7 . رَبُّ الشِّعْرى ( نجم - 49 ) آفريدگار ستارهء شعرى . 8 . رَبِّ الْعالَمِينَ « 1 » ( حمد - 1 ) پروردگار جهانيان . 9 . رَبِّ الْعَرْشِ ( زخرف - 82 ) خداوند عرش . 10 . رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ ( توبه - 129 ) خداوند عرش عظيم ( بزرگ ) . 11 . رَبِّ الْعِزَّةِ ( صافات - 18 ) خداوند توانايى و برترى . 12 . رب الفلق ( فلق - 1 ) پروردگار و خالق پگاه ( سپيده دمان . 13 . رب المشارق و المغارب ( معارج - 40 ) پروردگار خاوران و باختران . 14 . رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ ( شعرا - 28 ) پروردگار خاور و باختر . 15 . رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ ( رحمن - 17 ) پروردگار دو خاور . 16 . رَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ ( رحمن - 17 ) پروردگار دو باختر . 17 . رَبِّ مُوسى وَ هارُونَ ( اعراف - 123 ) پروردگار موسى و هارون . 18 . رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ ( انعام - 164 ) پروردگار و خالق همه چيز . 19 . رب الناس ( ناس - 1 ) پروردگار مردم .
--> ( 1 ) . خدايى كه اسلام معرفى كرده و مردم را به سوى او خوانده است رب العالمين است يعنى پروردگار و آفريننده و صاحب اختيار همهء جهانيان ، و بدين ترتيب تمام محدوديتهايى كه پيروان مكتبها و فرقهها و اديان گوناگون دربارهء خدايان خودشان قائل بودند از بين مىرود ، مثلا با آنكه اصولا دين يهود دين خداپرستى و توحيد كامل است اما قوم يهود يهوه را مخصوص خودشان مىدانستند و لطف و توجه مخصوص او را هم براى خودشان انتظار داشتند پس نژادها و اقوام ديگر بايد بدنبال خدايى ديگر باشند . اما خداى اسلام جهانى ، همگانى ، هميشگى و براى همهء ملتها و جهانيان است و تنها ، خدايى آسمانى يا زمينى يا متعلق به ملت آريايى و يا نژادهاى ديگر نيست . ( سخنى چند دربارهء خداشناسى ، ص 2 )